سلام دوستان

امروز با یک بحث گرامری دیگه در خدمت شماییم:

کاربرد واژه ی doch:

الف)به معنی چرا برای تایید کردن یک جمله ی منفی به کار می رود:

شما به مدرسه نمی روید؟

Gehen Sie nicht  zur Schule?

&&&

چرا، من به مدرسه می روم.

Doch,Ich gehe zur Schule.

 

ب)به معنی دیگردر جملات امری بعد از فعل امری یا شما (مخاطب محترم) می آید:

Bitte trinken Sie doch eine Tasse Kaffee!

لطفا یک فنجان قهوه بخورید دیگه!

 

 

و این هم ضرب المثل های آلمانی:

Hunde, die (viel) bellen, beißen nicht.

معنی مستقیم جمله: سگ هایی که بیشتر پارس می کنند، گاز نمی گیرند.

معادل فارسی: نترس از آن که های و هوی دارد ، بترس از آن که سر به توی دارد.

 

In der kürze liegt die würze

معنی مستقیم جمله:در خلاصه گویی، خرد وجود دارد.

معادل فارسی: کم گوی و گزیده گوی چون در، کز گفته ی تو جهان شود پر

 

Alles zu seiner Zeit.

معنی جمله: هر چیزی در وقت خودش

 

Man ist,was man isst

معنی مستقیم جمله: انسان همان چیزی است که می خورد.

//در زبان آلمانی یک آهنگ زیبایی بین ist   و isst وجود دارد که تقریبا شبیه هم تلفظ میشه که باعث میشه آهنگ ضرب المثل هم جالب بشه و توی ذهن آدم بمونه//

معادل فارسی:راستش من معادلش رو تو فارسی نمی دونم. ولی منظورش رابطه ی تغذیه با شکل گیری روحی و جسمی انسان هست.


نوشته شده در تاریخ شنبه 24 بهمن 1388    | توسط: فرشید    |    | نظرات()